سلام : امروز می خوام یه آپ متفاوت داشته باشم مطالب زیر را با جرعه جرعه خونم در مورد فلسطین عزیز می نگارم.
فلسطين با جلوه هايی از جهاد رنگين و با حوادث گوناگون آکنده شده است. امروز که بعضی از حوادث کتاب مقاومت را ورق می زنيم و زخميان را در غزه به ياد می آوريم، دليران فلسطينی يعنی ستارگان هميشه پرفروغ فلسطين را در پشت درهای پايداری فراموش نمی کنيم. در آينه خاطرات، و در ميان پرتو چشمانی که به آرمان قدس چشم دوخته اند ... در ميان خشم و سکوتی که آرامش را در اعماق می شکافد ... در ميان زخم ها ... در ميان فغان و ناله ها ... اين روزها "غزه" در صفحه خاطره ها پديدار می شود، جويبارهای خون از ناهمواری چکامه های عربی می گذرد، متنبی را در ديار عراق بيدار می کند و شوقی را در سرزمين نيل به وجد می آورد و در ولايت تونس سرسبز ابو القاسم شابی را آگاه می کند، در شام و يمن رايت شاعران به اهتزاز درآمده و قافيه ها با زبان آتشين سخن می گويند و سينه ها را به جوش می آورند. "غزه" به آينه دلها بازمی گردد و خون دلش را در شريان های دور و دراز می ريزد، پس هيچ جای شگفتی نيست که دوباره چکامه های رثا را برايت بسرايم.
غزّه در خون است کودکان می میرند، زنان قربانی، غول وحشی صهیون شاد است، شاد از این خون آشامی، او به چه مي انديشد، جز به خون ريزي، و جهان ساكت !
دستهامان كوتاست، دلهامان غمگين، آن جوان تنهاست، آن پير بيمار است، آن زن ميگريد، وآن طفل ميميرد،
اي بردار هشيار ! اي عرب اي فارس ! اي مسلمان برخيز ! غزّه در خون است، اين صدا گوياست، طلب ياريست، و اندر آن گويا، صوت آشناييست، اي خدا دنيا پر ز بيداد است ! غزّه در خون است، غزّه در خون است، آب را بستند، كودكان تشنه، اعراب ساكت، حاكمان ساكت ! مسلمين بيدار، مسلمين هشيار، غزه در خون است ! صهيونيسم خوشحال ! بوش هم شاد است ! بچه ها نالان ! غزّه در خون است! غزّه در خون است !
بیاید برای آزادی قدس شریف از چنگال ظالمان خون خوار دست دعا به درگاه ایزد منان برآریم