تبليغاتX
اعتـمــــــــاد
اعتماد به نفس هميشه حاصل درست عمل كردن نيست بلكه نتيجه نترسيدن از اشتباه است


اعتـمــــــــاد








Search Engine Optimization


 به مناسبت بزرگداشت هفته معلم :

معلم جان ما جانان مايي ... همه درديم و تو درمان مايي
یک معلم ،همراه با همه ی حروف الفبا یک دنیا باید و نباید است که می تواند به بچه های کلاسش بیاموزد ، معلم به شاگرانش کنار علوم و ریاضی ، روش و راه زندگی بهتر که برای همه ی مردم باشد، می آموزد ...

با همه ی این مشکلات و این مصیبتها ، آیا اگر معلمی از درد جامعه بگوید و به شاگرانش با غیرت بودن را نشان دهد ، همراه با الفبای فارسی از پیشینه ی با شکوه فارسی از افتخارات ایران زمین ، از  تخت جمشید

از ...از ... بگوید باید حکم اعدام شدن ، بدستش بدهند ؟

مگر یک معلم می تواند همراه با ( آ ) از آزادی نگوید ؟

همراه با ( ا) از اعدام افراد بی گناه در سالیان گذشته و حال ، نگوید ؟

همرا با (ب) از برابری حقوق همه ی اقشار ِ ایران  نگوید؟

همراه با ( پ) پرنده بودن و پرواز را یاد ندهد ؟

همراه با (ت ) تبعیضاتی که حکومت امروزه ایران بین اقلیتها و قومها، زن و مرد ، که همه ایرانی اند .بوجود آورده  ، را نگوید ؟

همراه با ( ج ) جمع شدن و در کنار هم بودن برای رسیدن به آزادی و رفع تبعیضات را نگوید؟

همراه با (خ ) خم شدن پشت پدر از سختی و مشکلات زیاد زندگی در مناطق محروم و غیر محروم (حتی) نگوید؟یا از خیانت بعضی دیگر که قدرت در دست دارند ، نگوید ؟

همراه با (ح) ، حمایت کردن از  حرکتهای که به سوی آزادی گام بر می دارند را نگوید ؟

همراه با (چ) از چروک زود هنگام  ِصورت و دستان مادر در کمک به پدر برای تامین معیشیت خانواده ، را نگوید ؟

همراه با (ر) روشنی راه زندگی را به شاگرانش نیاموزد؟

همراه با (ز) از زنان نگوید ؟ زنانی که مادرند و خواهر و همسر .و از قوانین تبعیض ِ جنسیتی ...

همراه با .................

همراه با .................


حال آیا باید برای این اموزش برای این پرودن نسل آینده که بی خیال نباشند به نابرابری ها ، بی تفاوت نباشند به تجاوزها و حریم شکستن ها ...بی خیال نباشند به آنچه به سرزمین آباو اجدایشان می گذرد ، باید حکم اعدام بدست این معلم داد؟

آیا حکم اعدام در ایران با تمدن ، برای معلمی از دیارمان سزاوار است ؟

در ادامه مطلب نامه ی فرزاد کمانگر به مناسبت روز معلم را بخوانید معلمی که در آستانه ی اعدام است:

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:8  توسط eetemad  | 


در خاک هر سرزمینی
هر روز ستاره ای شهاب می شود
یا اسیر ابر سیاه اختناق می شود

اما
در خاک سرزمین من
هر روز ستاره ها سیاه می شوند
و به شلاق زندان اختناق
هزار تکه
هزار ذره می شوند
یا     در سکوت مظلومانه آسمان
دفن می شوند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 8:53  توسط eetemad  | 


شناگر قابل
گر من آيم به سر كار، ندا خواهم كرد
كه بسي خدمت شايان به شما خواهم كرد
مملكت را چو گلستان برين خواهم ساخت
زنده باشيد و ببينيد چه­ها خواهم كرد
خون خود در ره خدمت به شما خواهم ريخت
سر ناقابل خود نيز فدا خواهم كرد
وعده دادند از اين پيش و نكردند وفا
ليك من گر بدهم وعده وفا خواهم كرد
پايه­ي خود به سركار چو محكم كردم
خدمت اول به عموم رفقا خواهم كرد
هريكي را سمت و شغل كلان خواهم داد
همه را زين جهت از خويش رضا خواهم كرد
خوان رنگين ز براي همه خواهم گسترد
سوريان را به سر سفره صدا خواهم كرد
گربه­ها را به طريقي زميان خواهم برد
موش­ها را سوي انبار رها خواهم كرد
عده­اي نيز ز اعمالم اگر بد گويند
هريكي را طرفي پرت و پلا خواهم كرد
نيستم فكر شنا، چونكه نمي­يابم آب
آب چون يافتم البته شنا خواهم كرد
توفيق- ۱۴/۳/۴۳

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 17:37  توسط eetemad  | 


سلام : امروز می خوام یه آپ متفاوت داشته باشم مطالب زیر را با جرعه جرعه خونم در مورد فلسطین عزیز می نگارم. 

  فلسطين با جلوه هايی از جهاد رنگين و با حوادث گوناگون آکنده شده است. امروز که بعضی از حوادث کتاب مقاومت را ورق می زنيم و زخميان را در غزه به ياد می آوريم، دليران فلسطينی يعنی ستارگان هميشه پرفروغ فلسطين را در پشت درهای پايداری فراموش نمی کنيم.
در آينه خاطرات، و در ميان پرتو چشمانی که به آرمان قدس چشم دوخته اند ... در ميان خشم و سکوتی که آرامش را در اعماق می شکافد ... در ميان زخم ها ... در ميان فغان و ناله ها ... اين روزها "غزه" در صفحه خاطره ها پديدار می شود، جويبارهای خون از ناهمواری چکامه های عربی می گذرد، متنبی را در ديار عراق بيدار می کند و شوقی را در سرزمين نيل به وجد می آورد و در ولايت تونس سرسبز ابو القاسم شابی را آگاه می کند، در شام و يمن رايت شاعران به اهتزاز درآمده  و قافيه ها با زبان آتشين سخن می گويند و سينه ها را به جوش می آورند.
"غزه" به آينه دلها بازمی گردد و خون دلش را در شريان های دور و دراز می ريزد، پس هيچ جای شگفتی نيست که دوباره چکامه های رثا را برايت بسرايم. 

  غزّه در خون است
کودکان می میرند،
زنان قربانی،
غول وحشی صهیون شاد است،
شاد از این خون آشامی،
او به چه مي انديشد، جز به خون ريزي،
و جهان ساكت !

دستهامان كوتاست،
دلهامان غمگين‌،
آن جوان تنهاست،
آن پير بيمار است،
‌آن زن مي‌گريد‌،
وآن طفل مي‌ميرد،

اي بردار هشيار !
اي عرب اي فارس !
اي مسلمان برخيز !
غزّه در خون است،
اين صدا گوياست، طلب ياري‌ست،
و اندر آن گويا، صوت آشنايي‌ست،
اي خدا دنيا پر ز بيداد است !
غزّه در خون است، غزّه در خون است،
آب را بستند، كودكان تشنه، اعراب ساكت، حاكمان ساكت !
مسلمين بيدار، مسلمين هشيار، غزه در خون است !
صهيونيسم خوشحال !
بوش هم شاد است !
بچه ها نالان !
غزّه در خون است! غزّه در خون است !


بیاید برای آزادی قدس شریف از چنگال ظالمان خون خوار دست دعا به درگاه ایزد منان برآریم

 
         
        

 

هُــوَ بِالبــابِ واقِــــفٌ                      وَ الرَّدی مِنــــهُ خـــائف

فَاهــدَأی يا عَواصِـفُ                      خَجـــلاً مِـن  جَـراءَتِــــه

او کنار در ايستاده و مرگ از وی در هراس است

 ای طوفان ها! از شهامت او شرم کنيد و آرام گيريد

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 15:35  توسط eetemad  | 


غزل انتخاباتي از ابولقاسم حالت، چاپ شده در هفته­نامه توفيق در سالهاي 39 و 43 با امضاي "خروس لاري

دعايت مي­كنم

از براي راي، هي مدح و ثنايت مي­كنم
راي چون دادي به من ديگر رهايت مي كنم
با سجل مرده­هايت چون مرا كردي وكيل
مي­خرم خرما و خير مرده­هايت مي­كنم
جمعي از چاقوكشان هم حامي من بوده­اند
وقت اگر كردم بدان­ها آشنايت مي­كنم
تا نپنداري وكالت خودپسندم كرده است
گر مرا مهمان كني، سر در سرايت مي­كنم
چون تو بهرم جسته­اي اين پيشه­ي پر سود را
پول مي­گيرم از اين راه و دعايت مي­كنم
چون براي خاطر من پاره كردي كفش خويش
گيوه­ي ايام فقرم را به پايت مي­كنم
داده­اي يك راي و داري در عوض صد انتظار
من تعجب راستي از اشتهايت مي­كنم
دردها داري كه از درمان آنها عاجزم
ليك گاهي سرقت از پول دوايت مي­كنم
تا تورا مسكين نسازم خود نخواهم شد غني
زين جهت بايد ببخشي گر گدايت مي­كنم
هيچ نشناسم تو را تا انتخابات دگر
دور ديگر چون رسد، از نو صدايت مي­كنم

توفیق :۱۰/۶/۳۹

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 12:15  توسط eetemad  |