تبليغاتX
اعتـمــــــــاد
اعتماد به نفس هميشه حاصل درست عمل كردن نيست بلكه نتيجه نترسيدن از اشتباه است
 قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:

قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:
پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید. نگذارید نداشتن پاسخ برای یك سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یك سوِال به تفكر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواج‌ها بر مبنای پایه و اساس محكم و قوی استوار شده‌اند.
قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:
1) آیا شما می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟
2) اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچه‌دار شدن نیستیم، آیا قبول دارید كه فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ كنیم
3) اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدكودك بفرستیم؟ در غیر این صورت چه كسی از او نگهداری خواهد كرد؟
4) آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری كند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترك به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره كند؟
5) تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟
6) در مواقعی كه جر و بحث پیش می‌آید ، چه واكنشی نشان می‌دهید؟ آیا عصبانی می‌شوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟
‌7) نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خود‌تان یا من چه واكنشی نشان می‌دهید؟
8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟
9) عقاید مذهبی شما چگونه است؟
10) در مورد روابط زناشویی چه‌نظری دارید؟
11) در مورد مسائل مالی چه‌نظری دارید؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج می‌شود؟
12) هزینه‌های زندگی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا كفایت زندگی مشترك را می‌كند؟ آیا امكان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟
13) ‌2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه می‌بینید؟
14) ساعات خواب و بیداری و كارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند می‌شوید؟ آیا عادت دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار باشید؟
15) چه‌كسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز كردن است؟ آیا در این زمینه كمك می‌كنید؟ 16) عادت خرج‌كردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پس‌انداز می‌كنید؟
17) آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟
18) در مورد مسائل زیر ، اهداف طولانی‌مدت و كوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكیت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
19) كجا زندگی خواهیم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرایطی خواهد بود؟
‌20) شهر محل سكونت ما كجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر می‌كند؟
21) آیا شغل شما به صورتی است كه مجبورید شب‌ها كار كنید؟
22) آیا برای همسر آینده خود محدودیت‌هایی در ذهن دارید؟
23) وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش كمك به شما چیست؟
24) اگر در ازدواج مشكلی پیش بیاید، تا چه مدت می‌توانید صبر كرده و مشكل را حل كنید؟ آیا مسئله‌ای در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگی مشترك بروز كند به‌نظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟
25) پنج روش كوچكی كه شما به وسیله آن هر روز می‌توانید به همسرتان بگویید و نشان دهید كه دوستش دارید (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چیست؟
پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید. نگذارید نداشتن پاسخ برای یك سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یك سوِال به تفكر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواج‌ها بر مبنای پایه و اساس محكم و قوی استوار شده‌اند

|+| نوشته شده توسط eetemad در پنجشنبه 1388/02/31  |
  زندگي

زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و طراوت و زيبا و لبخند و در آخر زندگي زندگي است.

|+| نوشته شده توسط eetemad در سه شنبه 1388/02/22  |
 سخنان خردمندانه از فردوسی کبیر
سخنان خردمندانه از فردوسی کبیر

 - دانایی توانایی به بار می آورد  ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد .

- گوش شنونده  همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است .

- خرد برترین هدیه الهی است .

- خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست .

- کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است .

- بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است .

- خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند .

- خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است .

- کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد .

- دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی .
 

- چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست .

- بی خردی  است، که بگویم  کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد.

- رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست.

- اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری  .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری.

- کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد .

- این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست.

- فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است . 

- کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند.

- آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد.

 - فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید.

- کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت.

- ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید.

- آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود.

- دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت.

- جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد.

|+| نوشته شده توسط eetemad در یکشنبه 1388/02/13  |
 اگه بخونیدش قاط می زنید، نگید نگفتم ها...

داستان
بر گرفته از يه جايي يا يه چيزي
سر کلاس ریاضی بود. معلم داشت جغرافی درس می داد.

من هم سرتا پا گوش بودم تا زبان رو یاد بگیرم. آخه میدونید

فیزیک من خیلی ضعیف بود! برای همین می ترسیدم امسال

هم مثل سال بعد نمره بدی از تاریخ بگیرم!!! همین طور که معلم داشت

یه شعر نو از حافظ می خوند، درزدن. معلم ورزش هم رفت و در را باز کرد.قیییییییییﮊ....!!!  آقای ناظم بود. کوپ کردم، آخه قرار بود فردا غیبت کنم! گفتم نکنه اومده غیبت های فردا رو رد کنه!!!

تو همین فکرها بودم که یه هو معلم فلسفه من رو صدا زد و من رفتم. آقای ناظم گفت : بابات رو تو چت روم دیدم، مسیج زد و گفت به تو بگم دیر بری خونه! آقا من هم تیر کردم سمت خونه. از دیفار مدرسه سوت شدم بالا و پریدم پایین. همین جوری که میرفتم داداشم رو دیدم. اون هم داشت میدوید. خیال کردم مسابقه دو و میدانیه!

بعد فهمیدم با من کار داره. گفت : اکبر آقا، هووی بابا، گفته زودی بری ترمینال یه بلیط فقط برگشت هواپیما! کرایه کنی و بری اصفهان ببینی شیراز چه خبره!!!

مثل اینکه مامان بزرگ رفته اهواز خونه دایی. من هم جیک ثانیه پریدم فرودگاه و یه بلیط سینما خریدم! وقتی برگشتم خونه مامانم گفت : بپر از قصابی سر کوچه چند کیلو میوه اجاره کن و بیا که عمه ات اومده! من هم داد زدم : آخ جون! آخه من خاله رو خیلی دوست داشتم. سه سوت رفتم قنادی و 15 کیلو تخم مرغ و 1382 تا عدس خریدم. وقتی رسیدم خونه، کمپوت ها رو دادم به مامانم و اون هم هندونه ها رو گرفت و گفت سرت درد نکنه، عجب هلوهایی خریدی!!!!!

من هم رفتم تو و پیش عمو نشستم. دو دقیقه که گذشت دیدم حوصله ام سر رفته و همه لباسام رو کثیف کرده!!! من هم از زن دایی خداحافظی کردم و اومدم بیرون! خونه ما تو تهران بود، اونجا هم درشکه های توپی داره که با الاغ های انزکتوری کار میکنه!!! سوار شدم، اما بعد دو میلیونیوم ثانیه گلاب به روتون هواپیما پنچر شد و کمک شوفر گفت که کالاسکه اوسکول شده و همه باید پیاده بشن چون باید لاستیک دوچرخه رو عوض کنه!!!

من هم دیدم اون ور خیابون کافی نت بی کلاسی زدن. نا مردی نکردم و رفتم تو. با خودم گفتم کی به کیه تو این کافی شاپه یه نون بربری میزنیم و ردیف!

به قهوه چی گفتم : خانوم ببخشید شیر موز دارین. اون هم یه پیتزا آورد و گفت : این رو بخور بعد بیا تو اتاق بالایی، کارت دارم !!! من هم دیزی رو که آورده بود خوردم و شماره خودم رو براش گذاشتم رو میز و گفتم بقیه اش مال خودت . دیدم یه جوری نیگام میکنه، گفتم استغفرالله...خدا رو خوش نمیاد ناراحتش کنم. اومدم یه تریپ لاو براش بیام که یه هو یکی دستم رو گرفت . خیلی عصبانی شدم، قات زدم و چاقوی فیل کش دسته نقره ای زنجانی رو از جیبم در آوردم و خواستم مثل آلبالو پوست اون بچه قرتی رو بکنم که یه هو چهار پنج نفری دست و پام رو بستن. همه شون روپوش سفید پوشیده بودن . دیگه هیچی نفهمیدم...فقط شنیدم یکیشون به اون یکی میگفت : آقای دکتر، دقیقا  48 درجه تب داره !!! باید به خونوادش اطلاع بدیم.

توی همون حال چشمام رو باز کردم و گفتم : من فقط در حضور وکیلم میرم دستشویی!!!

|+| نوشته شده توسط eetemad در یکشنبه 1388/02/06  |
  جوك براي ايرانيها
مي‌دانستيد براي ايرانيها جوك هم ساخته‌اند؟

در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه سالها بچه دار نمي شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!


روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.

حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره اي روبرو شد؟
فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.
.
.
.
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي زدند كه پس اين مردك چرا مغازه اش را باز نمي كند.

|+| نوشته شده توسط eetemad در شنبه 1388/01/29  |
 آثار اعتماد به نفس

آثار اعتماد به نفس

شكوفايي استعدادها: اعتماد به نفس، منشاء بروز استعدادهاي دروني است. به تجربه ثابت شده كه استعدادهاي متوسط همواره براثريك تصميم درست واراده محكم در راه تحقق آن،به موفقيتي به مراتب بالاتراز موفقيت استعدادهاي برجسته نايل آمده اند. 1

عزت و سربلندي: اعتماد به نفس، موجب عزت و سربلندي ميشود. امام باقر(علیه السلام) مي فرمايند: چشم طمع نداشتن به دست مردم موجب عزت مومن است.

تكامل و پيشرفت:اعتماد به نفس، اساس هر پيشرفتي است.اگرملتي بدين صفت عالي آراسته گردد،تواناترمي شود. پيشرفت هاي حيرت انگيز بشري در سايه اتكاي به نفس و فعاليت هاي مداوم آنان بدست آمده است. قرن ها بود كه مسلمانان،گوهراعتماد به نفس را ازدست داده بودند تا اينكه امام خميني (ره) بار ديگر اين رمز پيروزي را به آنان برگرداند تا به آنها بفهماند كه مي توانند روي پاي خودشان بايستند.پيروزي ملت ايران بر رژيم طاغوت و حاميان بين المللي آنها و سرافزاري اين ملت در همه صحنه ها عليه امريكا و ايادي اش بويژه در طول هشت سال دفاع مقدس نيز از بركات همين اعتمادبه نفس حاصل آمده است.

اراده: يكي از ويژگيهاي انسان ارادهء اوست.انسان با اين نيروي دروني مي تواند چهره زندگي خود را آنگونه كه مي خواهد، تغيير دهد. اراده قوي و پولادين،يكي از رمزهاي موفقيت همه بزرگمرداني است كه صفحات تاريخ به نام آنان مزين گشته است.پيام آوران وحي اولياي خدا،مومنان و پرهيزگاران،انديشمندان و بزرگان،مخترعان و مكتشفان همگي در پرتو اين نيروي عظيم خدادادي، باسختي ها و ناملايمات مبارزه كردند ورمزپيروزي را به همگان آموختند. اراده در جايي فروخته نمي شود و در بازار نيست،بلكه با آگاهي و شناخت هدف ها و آثاراعمال،انگيزه ها ،قوي و درخت عمل از چشمه اراده سيراب مي شود.

راه هاي تقويت اراده: مبارزه با نفس(هوس ستيزي):يكي از راه هاي تقويت اراده ،مبارزه با خواسته هاي نفساني است پيامبر اكرم(صلی الله علیه و اله)فرمود: الشديد من غلب نفسه قوي كسي است كه برهواي نفس خود چيره شود.
ويليام جيمز روان شناس و فيلسوف معروف مي گويد: يك نه گفتن به عادت بد موجب مي شود شخص براي مدتي تجديد قوا نمايد و بدين وسيله ضعف اراده خود را به تدريج برطرف نمايد.
توجه به نقاط مثبت و منفي كارها: هنگامي كه انسان به منافع يا ضررهاي كاري توجه مي كند،انگيزه او براي انجام يا ترك آن،بيشتر مي شود و قهر اراده و تصميم وي نيز در انجام رفتار و عادت هاي پسنديده يا ترك رفتار ناپسند قوي تر مي گردد.

ايمان به هدف: جوان بايد به هدفي كه درزندگي دارد كاملاً مومن باشد و تمامي توان خود را در راه رسيدن به آن به كار گيرد و بابرنامه ريزي صحيح،مسير تمامي حركت هايش را به سوي رسيدن به هدف قرار دهد.

مقايسه نكردن خود با ديگران: مقياس قرار دادن آنان كه به جاه و مقامي رسيده اند و مقايسه كردن خود با آنان،پسنديده نيست زيرا شرايط رشد و ارتقا براي افراد،همواره يكسان نبوده و نيست تا نتايج به دست آمده يكسان باشد.بايد دانست كه هر كس شرايط خاص خود را دارد و مسئوليت او نيز متناسب با آن شرايط و امكانات خواهد بود.

تجربه اندوزي بعد از شكست: يكي از رموز كاميابي اين است كه از شكست ها نهراسيم زيرا شكست در زندگي هر كس،ايينه تمام نماي نواقص و اشتباهات اوست.بايداز هر شكستي ،نقص را دریافت و در رفع آن کوشید. توجه داشته باشیم که مردان بزرگ تاریخ،همواره از شکست ها به عنوان پل پیروزی خود سود جسته اند.ناپلئون بناپارت می گوید: آنقدر شکست خوردم که راه شکست دادن را یاد گرفتم.

تلقین: جوان می تواند با تلقین راه رسیدن به هر هدفی را برخودهموار سازد. مثلاً بگوید من با تلاش بیشتر می توانم به هدفم برسم. چنانکه اگر وزنه برداری از سنگینی وزنه ای معین نهراسد و با اعتماد به نفس و تلقین به خود به این باور رسیده باشد که می تواند، به احتمال زیاد، پیروز و موفق میدان را ترک خواهد کرد.

پایبندی به عبادات: تکالیف و عباداتی همچون نماز، روزه، حج، جهاد و..هر کدام به نوعی، تمرین تقویت اراده محسوب می شوند. زیرا کسی که مثلاً روزه می گیرد، در واقع با تمام هوس ها به مبارزه برمی خیزد و پر واضح است که دست رد زدن بر سینه هوسهای فریبنده، استواری روح تقویت اراده و ایمان را به دنبال خواهد داشت.

|+| نوشته شده توسط eetemad در شنبه 1388/01/08  |
 تبريك سال نو
با عرض سلام و خسته نباشيد و تبريك آغاز سال نو به همه خوانندگان و دوستان گرامي .

براي شما سالي خوش پر خير و بركت و سرشار از موفقيت و بهروزي از خداوند متعال خواستارم .

در پناه حق . و حق يارتان


|+| نوشته شده توسط eetemad در شنبه 1388/01/01  |
 شباهت سربازي و زن گرفتن .

آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذكور جامعه …
آيا تا كنون با خود انديشيده ايد كه به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟
چرا از قديم و نديم گفته اند كه تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!
چرا اكثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!
چرا ۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري كه هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
و چرا اكثر پسرهايي كه قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشكلاتي مواجه مي شوند؟!
هدف از طرح اين سوالات ، آماده كردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه ميباشد ! پاسخ تمام سوالات فوق در يك جمله خلاصه مي شود و آن اين است كه ( خدمت سربازي يك دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انكار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است كه از ديرباز ، در اكثر كشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذكور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترك را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نكنند !
و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :
۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي كچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، كچلت خواهند كرد ! البته اين كچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترك توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، كندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و … صورت مي گيرد ! نا گفته نماند كه اين كچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و … متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون كل پا مي شيم !
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان
۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نكته اشاره كرد كه اكثر سربازي رفته ها و اكثر مردان متاهل متفق القول هستند كه در اين ايام ، هر روز به اندازه يكسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حكم ساعت را پيدامي كنند كه به احتمال زياد دليل آن ، موارديمشابه موارد فوق مي باشد !
۶- و در نهايت اينكه چند ماه پس از آنكه كارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت كرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد كه : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )زيرا آن موقع است كه تازه دوزاريتان جا مي افتد كه با اين كارت و قباله نه كاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر كه شما را به بهانه آنها در اين راه وارد كرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد كه تنها مورد استفاده اي كه براي شما خواهند داشتاين است كه مي توانيد از آنها براي امانت دادن به كلوپ جهت كرايه فيلم استفاده نماييد !!! و يا منزل مسكوني مشترك ( خانه بخت ) ، هر مردي يك فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود كه اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خودرا بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي كشيدن و … ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
۳- شباهت سوم در اين نكته اقتصادي خلاصه مي شود كه چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي كه در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست كه كفاف بر طرف كردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز كردن و يا خرج كردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم كه جان بكنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد كرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يكي بايد كار كنه تا اون يكي حال كنه !
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو كردن است ! بدين معنا كه هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است كه قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي كند كه اي كاش هنوز هم در كنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد كرد كه چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا كه در پادگان و خانه مشترك ديگر كسي غذاي مفت به او نمي دهد ،لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، كسي نازش را نمي كشد و … و فقط خود اوست كه مسئول انجام تمام كارهاي شخصي اش و نيز كارهاي چند نفر ديگر مي باشد !

|+| نوشته شده توسط eetemad در سه شنبه 1387/12/27  |
 ارزيابي از كار خود

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.

پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟

زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !

پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد!

زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.

پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.

مجددا زن پاسخش منفي بود.

پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت.

مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند   

  آيا ما هم ميتوانيم چنين خود ارزيابي از كار خود داشته باشيم؟

|+| نوشته شده توسط eetemad در پنجشنبه 1387/12/15  |
 خدا را دوست دارم، به خاطر ...

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آن من را install كرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینكه از من می پذیرد كه بگویم : خدا را دوست دارم ...

|+| نوشته شده توسط eetemad در دوشنبه 1387/11/21  |
 
 
بالا